اتم بازیگران مشاهده سرگرمی بازیگر ازدواج

اتم: بازیگران مشاهده سرگرمی بازیگر ازدواج تصویر انتشار سرگرمی

«ستون های نظامی که جهت تصرف پایتخت در حرکت اند، تانک هایی که میدان و چهارراه ها را بسته اند، حمله نیروی زرهی و نظامیان به مقر مدیر دولت و گاه پروازها و بمباران

كودتاي ايراني

كودتاي ايراني

عبارات مهم : ایران

«ستون های نظامی که جهت تصرف پایتخت در حرکت اند، تانک هایی که میدان و چهارراه ها را بسته اند، حمله نیروی زرهی و نظامیان به مقر مدیر دولت و گاه پروازها و بمباران هوایی کاخ مدیر دولت. به این ترتیب، ماشین نظامی به راه می افتد، موانع را در هم می شکند، دولتی را به زور اسلحه سرنگون می کند و دولتی دیگر را به گزینش رهبران پیروزمند، بر سرکار می آورد». شاید بتوان تصویرسازی اوج را نمونه آرمانی (نمونه کامل) یک کودتا دانست؛ ولی کودتا چیست و آیا همه جا به همین صورت اتفاق می افتد؟ به لحاظ تکنیکی، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چگونه صورت گرفت؟ ابتدا نگاهی می اندازیم به نخستین گزارش نماینده شرکت سیا در کشور عزیزمان ایران در روز های پرتلاطم مرداد ۱۳۳۲.

كودتاي ايراني

کرمیت روزولت گزارش می دهد: روزهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد/ نمای داخلی، کودتاگران

بخشی از گزارش جلسه شرکت اطلاعات مرکزی/ واشنگتن، بیست و هشتم اوت ۱۹۵۳

[ششم شهریور ۱۳۳۲]*

«ستون های نظامی که جهت تصرف پایتخت در حرکت اند، تانک هایی که میدان و چهارراه ها را بسته اند، حمله نیروی زرهی و نظامیان به مقر مدیر دولت و گاه پروازها و بمباران

این سند مکتوب، نخستین گزارش کرمیت روزولت

ـ مدیر شعبه خاورمیانه شرکت مرکزی جاسوسی آمریکا ـ در شرکت سیا هست. بخش عمده آن در خرداد امسال در کنار اسنادی دیگر از اوضاع محرمانه خارج و در اختیار عموم قرار گفتند. البته خیلی ها این سند را حاصل خیال پردازی و خودبزرگ بینی روزولت دانستند و در صدق بسیاری از نکات آن، تشکیک کرده اند.

روزولت شروع کرد: «ما شنبه شب [۲۴ مرداد] همه نشانه هایی را که نشان می داد طرح مان به بیراهه رفته، گزارش کردیم. جیپ های بی سیم دار نرسیده بودند، خط تلفن قطع نشده بود، تانک ها در شهر بودند؛ ولی نمی شد فهمید به فرمان چه کسی هستند. به وضوح پیدا بود که یک جای کار اشتباهی رخ داده. تیراندازی هایی هم می شد؛ ولی نه زیاد…». مدیر شعبه خاورمیانه شرکت مرکزی جاسوسی آمریکا گزارش خود را این گونه ادامه داد: «مصدق در ساعت هفت [صبح ۲۵ مرداد]، بیانیه ای در رادیو انتشار داده است که تلویحا می گفت آمریکا دستی در این کار نداشته… که کودتا را گارد شاهی ترتیب داده و شکست خورده هست. در بیانیه مصدق، هیچ اشاره ای به فرمان شاه، تلاش جهت برکناری مصدق و انتصاب زاهدی هم نشده بود». کودتای ۲۵ مرداد شکست خورد؛ ولی کودتای ۲۸ مرداد پیروزمندانه دولت مصدق را سرنگون کرد. روزولت اوضاع بین دو کودتا را این گونه توضیح داد: «بر آن شدیم بر این مسئله متمرکز شویم که به ارتش و مردم ثابت کنیم این کودتا نبوده، بلکه عوض کردن مشروع دولت بوده؛ ولی مصدق آن را در لفافه کودتا پیچیده است.

در همین راستا، در نخستین گام، ترتیب مصاحبه ای را با خبرنگاران خارجی دادیم… جلسه را ترتیب دادیم و زاهدی پسر آنجا بود و با خودش اصل «فرمان شاه» مبنی بر انتصاب زاهدی به نخست وزیری و نیز چند نسخه فوتواستاتیک از آن را هم آورده بود… بعد ما فرمان را از زاهدی پسر گرفتیم و بعد از تهیه نسخه ای فوتواستاتیک از آن، در گاوصندوق سفارت گذاشتیم… نسخه ای که زیاد پخش شد و زیاد در روزنامه ها چاپ شد، نسخه ما بود. سپس بلافاصله دست به کار تهیه بیانیه ای جهت زاهدی خطاب به خبرنگاران و مردم شدیم. او با خبرنگاران خارجی دیدار کرده بود حالا باید با مردم خودش حرف می زد… این بیانیه صبح روز دوشنبه [۲۶ مرداد] چاپ شد». هندرسون، سفیر آمریکا در کشور عزیزمان ایران که یکی، دو ماهی محل خدمت خود را به قصد سفر ترک کرده بود، بعد از شکست کودتای ۲۵ مرداد، به سرعت به کشور عزیزمان ایران بازگشت و با مصدق دیدار کرد. راجع به محتوا و تأثير این دیدار، اختلاف نظر وجود دارد؛ ولی در این سند روزولت تأکید می کند هندرسون به مصدق اطمینان داد که «هیچ ایرانی ای را در مجموعه سفارت مخفی نکرده ایم».

كودتاي ايراني

نوه تئودور روزولت، مدیر جمهور سابق آمریکا، راجع به کار تبلیغاتی سیا که از چند سال پیش شروع شده است بود، گفت: «محتوایی که فراهم شد؛ یعنی کاریکاتورها و یادداشت های روزنامه ها و از این قبیل، تا این وقت تأثير فزاینده خودشان را بر جای گذاشته بودند. منظور این است که بذری که پاشیدیم، روی خاک بایر پاشیده نشده بود». کشور عزیزمان ایران در سال های بعد از جنگ جهانی دوم، شاهد اضافه شدن بازیگر خارجی دیگری در سیاست خود بود؛ ایالات متحده آمریکا با قراردادهای اقتصادی، رابطه خود را شروع کرد و تا سال ۱۳۲۹، پنج قرارداد نظامی بین کشور عزیزمان ایران و آمریکا امضا شده است بود.

کم کم مستشارهای آمریکایی در کشور عزیزمان ایران حضور پیدا کرده و با افسران ایرانی رابطه غیررسمی و دوستانه برقرار کردند. در زمستان ۱۳۲۵، شعبه شرکت نوبنیاد سیا در سفارت آمریکا به راه افتاد. از سال ۱۳۲۷ این شعبه برنامه ای با نام عملیات «لعنت به حزب توده» را شروع کرد که کارشناس آن، دانلد ویلبر بود؛ فردی که در پوشش باستان شناس و کارشناس تاریخ هنر وارد کشور عزیزمان ایران شده است بود. برنامه «لعنت» بر کار تبلیغاتی متمرکز بود؛ ولی دایره فعالیت های آن به اینجا محدود نماند. در آن برنامه، عملیات دیگری هم تعریف شد؛ «عملیات سیاه». این عملیات گردهم آوردن اوباش و چاقوکش ها جهت حمله به مراکز کارگری و حزب توده، بر هم زدن راهپیمایی های آنان و همچنین حمله به اماکن مذهبی به اسم توده را در دستور کار قرار داده بود.

«ستون های نظامی که جهت تصرف پایتخت در حرکت اند، تانک هایی که میدان و چهارراه ها را بسته اند، حمله نیروی زرهی و نظامیان به مقر مدیر دولت و گاه پروازها و بمباران

روزولت در ادامه گزارش خود گفت: «حدود ساعت ٩ صبح تظاهرات شروع شد که به نظر من جهت شروع تظاهرات خیلی سریع بود». در گزارش او دقت خاصی بر وقت تسخیر رادیو دیده می شود: «[رادیو] حدود ساعت دو شروع کرد به پخش موسیقی [برنامه خود را قطع کرد]… حدود ۲:۳۰ موسیقی کاملا قطع شد و ما از هیچ طریقی نمی توانستیم خودمان را به رادیو پایتخت کشور عزیزمان ایران برسانیم یا از اوضاع آنجا خبر بگیریم… تنها نگرانی ام این بود که نکند ساختمان رادیو را چنان ویران کنند که دیگر نتوان آن را دوباه راه انداخت… حدود ساعت ۳:۳۰ دوباره پخشش را از سرگفت ولی حالا دیگر با لحنی مضطرب و آشفته هوادار زاهدی شده است بود. راستش را بخواهید نمایش بی مسئولیت و احمقانه ای بود ولی خب هرچه بود در هواداری از زاهدی بود. حتي کسی را آورده بودند که ادعا می کرد زاهدی است و چشم های ما از حدقه بیرون زده بود [آن وقت زاهدی در مخفیگاهی پنهان شده است بود]…». در ادامه روزولت توضیح می دهد که او شخصی (سند نام او را فاش نکرده است) را به دنبال یک تانک یا کامیون پر از سرباز فرستاد. در آن ماجرا بخت با آن شخص یار بود و اتفاقات با کمی تفاوت از اصل نقشه پیش رفت. روزولت راجع به این اتفاق گفت: «خوشبختانه آن شب آن قدر اتفاقات عجیب و غریب رخ داده بود که این یکی در میان آنها گم شد و چندان زیاد از اتفاقات دیگر توجه برنینگیخت».

محکمات و متشابهات کودتا

كودتاي ايراني

واژه کودتا مانند زیاد واژگان علوم سیاسی به علت استفاده مکرر و مهم تر از آن استفاده جانب دارانه سیاسیون از آن به آینده زیاد کلمات تخصصی علوم سیاسی دچار شده است است و باید قبل از هرچیز آن را روشن کرد: «اصطلاح فرانسوی «کودتا» به معنی «ضربه بر دولت» است.

مفهوم آن سرنگونی سریع دولت به دست گروهی توطئه گر است که به طور معمول نظامی هستند». کودتا اگر نه همواره، غالبا به وسیله نظامیان انجام می شود؛ بنابراین نمی توان آن را خالی از ابزار و فنون نظامی در نظر گرفت. سرعت بالای انجام کودتا بخشی از ذات تکنیکی آن هست؛ سرعتی خیره کننده که به رقیب اجازه سازماندهی و مقاومت را نمی دهد. توطئه گران هر لحظه بخشی از بدنه شرکت دولت هستند. کودتا با «عملیات های کثیف» مثل رشوه دادن، دروغ پردازی، جاسوسی، قتل و… گره خورده است.

کودتا انواع متفاوتی دارد. سهراب یزدانی در کتاب «کودتاهای ایرانی» از سه قسم کودتای «سرنگونی دولت»، «پادگانی» و «درون حکومتی» نام می برد. کودتای «درون حکومتی» به کودتایی اطلاق می شود که در آن مدیر قوه مجریه به منظور زیاد کردن و گسترش قدرت خود به صورت غیرقانونی کودتا کند، رقیبان خود را از بین بردن کند و قدرتش را زیاد کردن دهد. مارکس در «هیجدهم برومر لوئی بناپارت»، خواسته یا ناخواسته به مسئله کودتا می پردازد و بین زمینه های اجتماعی و ابزار کودتا فاصله گذاری می کند.

کورتسیو مالاپارته در کتاب «تکنیک کودتا» بر این باور است که کودتا مسئله ای ا ست کاملا فنی که در صورت رعایت تاکتیک درست، می توان آن را در هر کشوری به کار بست. به عبارت دیگر او لزوما شرایط اجتماعی را جهت محقق شدن یک کودتا مورد نیاز نمی داند. شرایطی که از نظر مالاپارته جهت انجام کودتا واجب است زیاد به ملاحظات تاکتیکی بستگی دارد. علی رغم انقلاب که حاصل قیام، اعتصاب سراسری و تظاهرات های پی درپی هست، کودتا حتی با جمع کوچک ولی شرکت یافته ممکن است.

دراین باره می توان به کودتاي کره جنوبی اشاره کرد؛ «در سال ۱۹۶۱، گروه ۲۵۰نفره افسران کره جنوبی، با عده ای که از سه هزارو ٦٠٠ نفر زیاد نبودند، مناطق حساس سئول را در اختیار گرفتند. کره از ارتش مجهز و ورزیده ٦٠٠ هزار نفری برخوردار بود، نیروی عظیمی در کنار مرزهای کره شمالی داشت و یگان های نظامی آمریکایی نیز در این سرزمین حاضر بوند که به ظاهر در آن ماجرا بی طرف ماندند؛ بنابراین شورشیان در برابر مجموعه نیروهای دولتی ارزش رزمی نداشتند. ولی فرماندهان نمی درخواست کردند با کودتاچیان درگیر شوند.

آنها بهانه آوردند که نبرد داخلی در صف نظامیان شکاف می اندازد؛ بنابراین ارتش از جایش نجنبید و گروه کوچک توطئه گر حکومت را سرنگون کرد. چنان که پیداست، تعداد کمّی کودتاگران هر لحظه تعیین کننده نیست. آنچه آخر به حساب می آید موضع گیری پیکره مهم ارتش است».

مالاپارته با نگاهی به انقلاب اکتبر روسیه، که از نظر او یک کودتا بوده، نشان می دهد چطور با نیرویی منسجم (و نه پرتعداد) و با شناسایی درست نقاط کلیدی می توان دولت مستقر را از پا درآورد. او با بررسی نقشه تروتسکی ـ به عنوان «تاکتیک پرداز» کودتای اکتبر ـ قبضه کردن بخش های خدماتی را بر بخش های دولتی و اداری رجحان می دهد؛ بخش هایی مانند راه آهن، مراکز ارتباطی مانند تلگراف و تلفن، بانک ها، شرکت آب، برق، گاز و… با این کار تروتسکی دولت را کاملا فلج و عملا بی اثر کرد. با توجه به نکات گفته شده است کودتا امری است نوین که در دولت های تازه صورت می گیرد.

باتوجه به زیاد کردن همکاری مردمی در سیاست و فراگیرشدن راه های ارتباطی کودتاگران در قرن ۲۱ راه بسیار سخت تري از کودتاگران قرن بیستم دارند. تکثر نهادهای قدرت و شهروندان سیاسی تاکتیک مدنظر تروتسکی را در دنیا امروز بسیار سخت می کند. در زیاد کشورها شرکت های نظامی از هر گروه غیرنظامی دیگری متشکل تر و قدرتمندتر هستند. این اوضاع در کشورهای توسعه نیافته که غالبا از نبود نهادهای کار آمد سیاسی و همچنین از شکاف های اجتماعی- تاریخی عمیقی زحمت می برند، شدیدتر هست. افسران تحت آموزش های خود عملا به یک نیروی حرفه ای و شرکت یافته تبدیل می شوند. در کنار نظم و قدرت ارتش باید مؤلفه حرفه ای بودن آن را نیز در نظر داشت.

یکی از عوامل شدت یافتن احتمال کودتا بی ثباتی و هرج ومرج سیاسی هست. یعنی زمانی که کشور با بحران سیاسی روبه رو باشد یا هنگامی که بحران های اجتماعی و اقتصادی به بحران سیاسی تبدیل شوند و سیاسیون در علاج آن ناکارآمد ظاهر شوند، بستر جهت کودتای ارتش مهيا می شود. معدود کودتاهای کشورهای توسعه یافته نیز در هنگامه بحران رخ داده هست. بعضی از پژوهشگران روحیه نظامیان را نیز از عوامل مؤثر بر کودتا می دانند. آنان ارتشی ها را ذاتا حامیان ثبات و امنیت می دانند به نحوی که حتی تحرکات متعارف اجتماعی ـ سیاسی نیز از منظر نظامیان عامل بی ثباتی قلمداد می شود.

از نظر «گودسپید» کودتا سه مرحله دارد: آماده سازی، حمله و تثبیت. آماده سازی غالبا به دست هسته اولیه که متشکل از تعداد معدودی هست، تشکیل می شود. هسته اولیه مخالفان حکومت را شناسایی و با آنها ارتباط برقرار می کنند. بعد از بررسی اولیه باید برنامه ریزی صورت گیرد. «کودتا مانند هر عمل نظامی دیگر هست، به این ترتیب که شرح عملیات باید به طور دقیق طراحی شود».مرحله دوم حمله هست. بعد از شروع حمله، کودتاگران باید سریعا گروه ها، شرکت ها و شخصیت های کلیدی را در وضعیتی قرار دهند که نتوانند سازماندهی و تحرکی از خود نشان دهند.

کودتاگران بر سرکوب و ارعاب مردمی که قصد مقاومت دارند یا بر نارضایتی آنها از حاکمان مستقر حساب باز می کنند. کودتاچیان با تسخیر مراکز ارتباطی اول دولت مستقر را مختل و از آن جهت شروع پروپاگاندای خود استفاده می کنند؛ به نحوی که مردم و شرکت های پراکنده و سردرگم را در بی ارتباطی ارزش با یکدیگر جهت مقاومت دلسرد کنند. اهمیت این شرکت ها باعث شده است در کودتا و انقلاب، رادیو و تلویزیون جایگاهی نمادین داشته باشد. علت شباهت کودتاهای سراسر جهان، شباهت ارتش ها، سازوکار و شرکت های دولت در عصر تازه هست. استفاده از اوباش در کودتا قاعده ای کلی نیست ولی می توان آن را در کودتاهای متعددی دید.

در صورتی که کودتاچیان بتوانند دو مرحله اول ـ برنامه ریزی و حمله ـ را با موفقیت پشت سر بگذارند نوبت به مرحله آخر، یعنی «تثبیت» می رسد. اول باید همه افراد و گروه هایی که می توانند جهت پیروزی کودتا خطرآفرین باشند، دستگیر یا از بین بردن شوند. سپس کودتاچیان با بسیج طرفداران خود خیابان ها را تسخیر کرده و هم وقت که کار را تمام شده است نشان می دهند، نمایشی از مشروعیت عمومی نیز جهت خود برپا می کنند.

در صورت شکست خوردن دولتمردان در برابر کودتاگران تنها عنصری که جهت مقاومت باقی می ماند، شرکت های سیاسی غیردولتی و مردم هستند که در اکثر مواقع توان ایستادگی در برابر کودتا را ندارند.

ممکن است کودتا در گام اول شکست بخورد ولی گاهی به فاصله کمی حمله دوم ترتیب داده می شود که بعضا به پیروزی نیز می رسد. افراد و تشکیلاتی که از مقاومت و برخورد دولت جان سالم به در برده اند، وقت زیادی جهت استفاده از ظرفیت های باقی مانده ندارند. از طرف دیگر بعد از شروع حمله کودتاگران در نقطه بی بازگشت قرار می گیرند و در صورتی که هنوز فرصتی جهت خود ببینند، از آن استفاده خواهند کرد.

کودتای ایرانی

پژوهشگران کودتا نظریات متعددی را در خصوص چرایی صورت گرفتن این پدیده، مطرح کرده اند. در نظریه «نظامیان پرتورین» عامل کودتا مستقل شدن ارتش از دولت هست. این نظریه نمی تواند کودتای ۲۸ مرداد را توضیح دهد. در کودتاي مرداد ماه سال ۱۳۳۲ ارتش ماهیت مستقلی نداشت. حتی با این نظریه کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ را نیز نمی توان توضیح داد؛ چراکه «آنان [قزاق هایی که به فرماندهی رضاشاه کودتا کردند] حتی از نشانه واقعی حرکت خود ناآگاه بودند و از رهبر نظامی ارزش پیروی می کردند».

اساسا یکی از تفاوت های نیروهای نظامی کشور عزیزمان ایران عصر پهلوی با کشور کودتاخیزی مانند ترکیه در همین هست؛ ارتش ترکیه حول ارزش های تازه و سکولاريسم و در ارتباط با طبقه میانگین تکوین یافته و هویتی مستقل از دولتمردان جهت خود قائل هست، ولی در کشور عزیزمان ایران عصر پهلوی نیروهای نظامی وابسته به شاه بودند. منطق حاکم بر ارتش کشور عزیزمان ایران -نه حول ملی گرایی و ارزش های مدرن – بلکه بر مبنای روابط حامی پرورانه شکل گرفته بود. به همین علت هم ارتش در نبود رأس خود بلاتکلیف می شود، چه در ورود کامل به کودتاي ۱۳۳۲ و چه در سرکوب کامل مخالفان نظام شاهنشاهی در سال ۵۷.

در صورتی که ارتش مبتنی بر روابط حامی پرورانه دست به کودتا بزند، باید انتظار کودتای «درون حکومتی» را داشت. یعنی بخشی از حاکمیت با استفاده از نیروهای نظامی دست به کودتا، از بین بردن رقیب و زیاد کردن قدرت خود بزند. مالاپارته بر این باور هست؛ اگر در یک سلطنت مشروطه، کودتایی رخ دهد «کودتاکننده حتما یک درباری هست، آن هم یک درباری صددرصد درباری صفت».

وضعیت بحرانی رابطه نخست وزیر (مصدق) و شاه (محمدرضا پهلوی) را می توان در ناکارآمدی نهادها از جمله قانون اساسی جست. «هر کدام از آنها قانون اساسی را به سود خود تفسیر می کرد. آن قانون هم دارای چند توصیه مبهم بود که زمینه تفسیرهای گوناگون را فراهم می آورد… مسئله دایره مسئولیت و وظایف عملی شاه هرگز در نظام مشروطه کشور عزیزمان ایران حل نشد… یکی از دو هماورد باید در هم می شکست و از صحنه سیاست بیرون می رفت. این همان مقطع بروز کودتا بود».

فهم همه جانبه زمینه ها و کودتای ۲۸ مرداد کار پژوهشگران تاریخ است ولی نمی توان از نقش نیروهای خارجی در سقوط دولت مصدق چشم پوشی کرد. برنامه کودتا را انگلستان شروع کرد و آمریکا به آخر رساند. در بررسی نقش نیروهای خارجی هر محقق در جایی از طیفِ زیاد تا کم ایستاده است.

بخش درخور توجهی از سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی های این دو دولت بلوک غرب، خرج تخریب صورت مصدق و دلواپس کردن نیروهای محافظه کار و مذهبی از حزب توده شد. این تبلیغات همان طور که کرمیت روزولت هم اشاره می کند، بعد از مدتی به ثمر نشست؛ ولی آیا نباید پرسید که طرح انگلیسی چکمه و تکمیل شده است آمریکایی آن ـ آژاکس ـ جهت سرنگونی دکتر مصدق و جبهه ملی در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ آیا به آسانی شکست خورد؟با گذشتن از کنار این نکات می توان در پشت آنها نوعی هرج ومرج و بی برنامگی دید:اول، روزولت در حال توضیح دادنِ «شورا» يی است که عصر دوشنبه، ۲۶ مرداد، در سفارت آمریکا برگزار شد و قرار بود تصمیمی جهت ادامه راه گرفته شود: «از آن دست بحث و جدل های معروف ایرانی بود. چهار ساعتی از هر دری حرف زدند. هیچ پشیمان نیستم که بارها از جلسه بیرون رفتم…». دوم جایی که روزولت در جواب به این سؤال که آیا بعد از اتمام غارت منزل مصدق به آنجا خمپاره شلیک شد، گفت: «احتمالا قبل از اینکه کسی وارد ساختمان شود، خمپاره زدند؛ ولی فکر نمی کنم اهمیتی می دادند که کسی در ساختمان باشد یا نه. آن وقت بی مسئولیتی خاصی آنجا حاکم بود».

سوم، هنگامی که روزولت از نگرانی اش در روز ۲۸ مرداد گفت: «نگرانی ما این بود که این بار هم مثل تظاهرات های قبلیِ ایرانی ها، مردم جهت ناهار و چرت قیلوله دست از تظاهرات بردارند و به منزل هایشان بروند که این اتفاق در این مملکت معمول هست. حدود ساعت یک یا یک ونیم هر کاری داشته باشند، زمین می گذارند و تا ساعت پنج عصر به دنبال استراحت ارزش می روند». چهارم و در آخر، هنگامی که روزولت تصویری از لحظه دیدار خود با زاهدی در مخفیگاه را شرح می دهد: «حدود ساعت ١٦:١٠ به منزل ای که زاهدی در زیرزمین آن مخفی بود رفتم [رادیو ساعت ١٥:٣٠ به صورت قطعی سقوط کرده بود] و دیدم زاهدی با زیرشلواری و زیرپوش نشسته و با [نام محرمانه باقی مانده است] ناهار می خورد که او هم لباس کثیف ورزشی و شلوار پاره ای به تن داشت. زاهدی يونیفرمش را با خودش به زیرزمین برده بود… متأسفانه باتری رادیویی که به آنها داده بودند، تمام شده است بود و خبر نداشتند رادیو پایتخت کشور عزیزمان ایران را گرفته ایم».

اخبار سیاسی – شرق/اندیشه پویا

واژه های کلیدی: ایران | سیاسی | ایرانی | کودتای | آمریکا | ایرانی | سیاسیون | آمریکایی | کودتاچیان

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz